پیوستگی دریا و خاک، وابستگی ابر و گیاه، ر ا ﺑ ط ﻪ ی ﻣ ن و . . .
|

دوستات میدارم! اگرچه این جهان کوچک است برای بیکران شدن.


- چه دهن بزرگی داره زمین؟! همهی ما را خواهد بلعید.
- میخواهم سمت چپ تنم رو بکنم و بندازم دور. با همهی پمپها، لولهها و فشارشکنهاش.
- چی فکر کردی رفیق؟! آفتاب که غروب کنه طرف راستات هم دیگه ...
- باشه باشه. بسه دیگه! آقای پیشگو!
- من به شعور یاختهها ایمان دارم و نه به زبانی که آدمها حرف میزنند.
- هاه!! ناعلفخوار!
از دور تلانباری از آهنپارهها پیداست. آفتاب رو به غروب است.

میخواستم بگویم احساسات و دریافتهای عاطفی تنها واکنشهایی ساده به جریان زیست اند. که حتا یک تکیاخته هم با همه بیشعوریاش، میتواند شدیدترین واکنشها را به این جریان نشان دهد. پس اگر احساس میکنید که عاشق شدهاید یا احساسات شدیدی دارید، فکر نکنید که شاهکار کردهاید و این دیگر آخرش است. نخیر! این حالی است که باید همیشه داشته باشید. البته مادامی که زنده هستید!




"یک مرد شاید ویران شود، ولی شکست نمیخورد."
